بررسي رشد زبان‌شناسي عربي بايد شامل فن ترسل (نامه‌نگاري‌) باشد، به‌ويژه نامه‌هاي‌ اداري و روش‌هاي كار دبيري و مستوفي‌گري‌. فن نامه‌نگاري عربي دست‌كم به همان گستردگي‌ لاتيني بود و ما راهنماهاي آن را در دايرةالمعارف‌هاي بزرگ ابن فضل‌الله عُمَري و قلقشندي‌ مي‌بينيم‌. اين عجيب نيست‌؛ چون فن نامه‌نگاري نيازي طبيعي و حساس براي هر حكومت‌ گسترده است و دولت مماليك هم بسيار گسترده بود. به‌علاوه‌، حتي فقيرترين اعراب ــ چه رسد به امرا و علما ــ هميشه داراي ذوق ادبي بودند، به آثار ادبي ارج مي‌نهادند، نوشته‌ٴ خوب را مي‌ستودند و نوشته‌ٴ بد را تحقير مي‌كردند؛ نسبت به نام و نسب (كه با نامشان مي‌آمد)، القاب و مقاماتشان و افتخارات ناشي از آنها به شدت متعصب بودند. از اين رو لازم بود به منشيان و كارمندان آموخته شود تا قواعد رسمي را دقيقاً رعايت كنند، چگونه هر كس را به‌درستي طرف‌ خطاب قرار دهند، نام كامل و القابش را (كه داراي تنوع فوق‌العاده‌اي بود) ذكر كنند، براي هر كس‌ تعارفاتي مطابق اصل و نسب‌، طبقه و مرتبه‌اش ذكر كنند. آنان بايد مي‌آموختند حكم عزل يا نصب را چگونه بنويسند، ادعا يا امتيازي را چگونه عنوان كنند، منشورهاي مختلف را از قبيل‌ سند وقف چگونه تنظيم كنند يا فرمان‌ها را چگونه صادر كنند.
معادل ((كلام آهنگين‌))1 لاتيني در عربي هم وجود دارد، جز آن‌كه به‌خاطر ساختمان متقارن‌ عربي عبارات موزون چنان طبيعي جاري مي‌شود كه يك نويسنده‌ٴ سختگير غالباً به جاي اين‌كه‌ براي ساختن آنها زحمت بكشد، ناگزير است مراقب پرهيز از آنها باشد. شعر غالباً حتي براي‌ روابط رسمي يا نيمه‌رسمي هم به‌كار گرفته مي‌شد و نثر به ((كلام آهنگين‌)) و ((سجع‌)) گراييده‌ بود.2 ضرب‌المثل‌ها و عنوان كتاب‌ها مسجع بود. مختصر آن‌كه آموختن كاربرد ((كلام آهنگين‌)) لازم نبود، بلكه لازم بود توصيه شود كه در استفاده از آن جانب اعتدال را رعايت كنند.
ميان لاتيني و عربي يك تفاوت اساسي وجود داشت‌. زباني كه در ديوان‌هاي عربي به كار مي‌رفت‌، به‌اندازه‌ٴ لاتيني تصنعي نبود. زبان عربي كه يك شاه در موارد رسمي بدان سخن‌ مي‌گفت يا مي‌نوشت تنها يك صورت مطنطن و تجملّي‌ِ زباني بود كه در كوچه و خيابان يا حرمش به كار مي‌برد، حال آن‌كه شاه يا دبير غربي در دربار به يك زبان حرف مي‌زد و در خانه‌اش‌ به زباني ديگر. در شرق و غرب‌، تقريباً همه جا نظام حكومتي خوب با ادبيات ميانه‌ٴ خوبي‌ داشت‌؛ يك سلطان به منشآت عربي خوب ارج مي‌گذاشت و يك امير يا اسقف غربي به‌ نامه‌هاي لاتيني خوب‌. ولي در جهان عرب حمايت شاهانه از ادبيات ممكن بود موجب‌ پيش‌رفت زبان ملي شود، در حالي كه در غرب اين حمايت سبب توقف آن مي‌شد. دشمنان


Cursus(Cursus veborum)  .1
2. حتي امروز هم اميران عرب گه‌گاه براي يك‌ديگر پيام‌هاي منظوم مي‌فرستند.  ¿ ملوك‌العرب‌، تأليف امين ريحاني (2 ج‌، بيروت 1929).